سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه .. امروز با یه خاطره ی جالب میخوام آپ کنم
چند وقت پیش با پسر خاله م به قهوه خونه ی ( کافی شاپ با دیکور قدیمی ایرانی به اسم خاتون ) رفته بودیم که معمولا ایرانی ها و عرب ها اونجا میرن و کلا محل تجمع من با دوستانم اونجاست.
با پسر خاله م در حال play station 3 بازی کردن بودیم که بازی اول رو من ۴ به ۲ بردم و داشتیم بازی دوم رو میکردیم که یک پسر ایرانی اومد و گفت : next .. یعنی بازی بعدی رو میخواد با برنده ی این بازی ، بازی کنه.
این بازی رو پسر خاله م ۲ به ۱ از من برد و با اون پسر ایرانی بازی میکرد در حین بازی دوستای اون پسر ایرانیه اومدن .. اون پسر ایرانی پسر خاله م رو برد و من که next گفته بودم باید با این پسره بازی میکردم که یکی از دوستای این هموطن گفت که من میخوام بازی کنم
پسر اولیه : بزار اینو ببرم بعدا با تو بازی میکنم
از این طرز حرف زدنش بدم اومد .. بازی رو شروع کردیم و تو بازی با هر شوتی که میزد یا هر توپی که من ازش میگرفتم یه فحش آبدار نسار من یا بازیکنام میکرد .
( از اونجایی که من و پسر خاله م همیشه با هم عربی حرف میزنیم این به این حساب گذاشته بود که ما عرب هستیم و با خیال راحت هرچی دلش میخواست بهمون میگفت.
من بازی رو ازش بردم و با پسر دومیه باری کردم که ازش باختم .
و پسر دومیه باید با پسر خاله م بازی میکرد وقتی میخواستن بازی رو شروع کنن پسر دومیه از دوستش پرسید
پسر دومیه : بازی کدون بهتره ؟
پسر اولیه : من که اومدم اونی که من شکستش دادم ( پسر خاله م ) فرت و فرت به اونی که من رو برد ( من ) گل میزد .. اما من گائیدمش ( یعنی پسر خاله م )
پسر دومیه : آره بابا بازیش خوبه ( بازی رو شروع کرده بودن )
پسر اولیه : اما بگائیشا !
من : بابا از بس گائیدینمون اونجامون کبود شد ! یکم امون بدین !
دیگه بعدش بماند چقدر معذرت خواهی کردن و میخواستن این سوتی که دادن رو رفع و رجوع کنن.
ایرانی باشید ـ فارeس
اما شماره ی ۲ خالی بود و مونده بود شماره ۳ که مشغول بود.
1 

